میخوام باهات بحرفم......
سلام . ..(نمیدونم به کی سلام کردم چون هنوز نه نی نی وجود داره نه دوستی) میخوام باهات بحرفم دوشنبه(1393/7/21)عید غدیر امسال من وبابا رضا در مورده اومدنت صحبت کردیم.....بابایی و من یه سری قول به هم دادیم و ایشالا که عمل کنیم.وقتی رفتیم خونه بابایی خیلی خوشحال بو د خیلیییییییییییی ..اما من تا صبح نخوابیدم نمیدونم اسمشو چی میشه گذاشت- خوشحالی -ترس-دلهره-دوست داشتن---------تا صبح پای نت بودم بعشدم نمازم و خوندم دعا کردم که تو سالم و سلامت باشی....دعا کردم که خدا کمکون کنه .....خیلی گریه کردم ....نمیدونم بتونم مامان خوبی واست باشم یا نه ولی اینو میدونم که یه حس عجیبی دارم ...
نویسنده :
مامان پـــــریا
10:44


